عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

79

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

مستعد و شايستهء صحبت دانا باشد بهتر از آن بود كه صد سال ، بلكه هزار سال 50 به رياضات و مجاهدات مشغول باشد ، « وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ » . امكان ندارد كه كسى بىصحبت دانا به مقصد رسد و مقصود حاصل كند ، اگرچه مستعدّ باشد و اگرچه به رياضات و مجاهدات بسيار مشغول بود . ( 19 ) اى درويش ! بسيار كس باشد كه به دانا رسد ، و او را از آن دانا هيچ فايده نباشد ؛ و اين از دو حال خالى نباشد ، يا استعداد ندارد يا هم‌مقصود نباشد . آنكه استعداد ندارد از اهل صحبت نيست . و آنكه استعداد دارد و هم‌مقصود نيست هم‌صحبت نباشد و از جهت آنكه هم‌صحبت هم‌مقصود است . هرگاه دو كس يا زيادت با هم باشند و مقصود ايشان يكى باشد ، هم‌صحبت باشند ؛ و اگر مقصود ايشان يكى نباشد ، هم‌صحبت نباشند . ( 20 ) چون معنى صحبت را دانستى ، اكنون بدانكه چون به صحبت درويشان رسى ، بايد كه سخن كم‌گويى ، و سخنى كه از تو سؤال نكنند جواب نگويى . و اگر چيزى از تو سؤال كنند ، و جواب ندانى بايد كه زود بگويى كه نمىدانم و شرم ندارى ، و اگر جواب دانى ، جوابى مختصر با فايده بگويى و دراز نكشى ، و دربند بحث و مجادله نباشى ، و در ميان درويشان تكبّر نكنى ، و در نشستن بالا نطلبى بلكه ايثار كنى و چون اصحاب حاضر باشند و خلوت باشد يعنى به‌غير اصحاب كسى ديگر در ميان نباشد ، بايد كه تكلّف نكنى و در ادب مبالغة ننمايى كه در چند موضع تكلّف نمىبايد كرد ؛ بىتكلّفى آزادى است . ( 21 ) اى درويش ! نه آنكه بىادبى كنى كه بىادبى در همه زمان و در همه مكان حرام است ، مراد ما آن است كه در خلوت بىتكلّف زندگانى كنى ، كه اگر تو تكلّف كنى ديگران را هم تكلّف بايد كرد و بدين سبب درويشان گران‌بار شوند ، و از آن صحبت لذّت نيابند و آن را سبب تو باشى ، و بايد كه بت‌پرست نباشى و چيزى را بت خود نسازى ، آن‌چنان‌كه ديگران مىكنند ، تو نيز 51 مىكن . ( 22 ) اى درويش ! هر كارى كه مباح است در كردن و ناكردن آن ضرورتى نيست ، در آن كار موافقت كردن با اصحاب از كرم و مروّت است ، و اگر موافقت نكنى ، بىمروّت باشى . و بر هر كارى كه عادت كنى ، آن كار بت تو شود ، و در ميان اصحاب بت‌پرست باشى .